برام دعا کنین دوستای خوبم...
از قبل از ماه مبارک رمضان به فکر بودم که چشمامو عمل کنم... عینک رو بذارم کنار... با اینکه شماره چشمم زیاد نیست... یک و نیمه... از همسری انکار و از بنده اصرار... خیلی شانسی شانسی تونستم از یکی از دکترای تقریبا خوب و معروف نمره بگیرم... از روزی که رفتم دکتر تا الان که شب عمله دو هفته طول نکشید...اول معاینه توسط پزشک... بعد عکس از چشام... دوباره معاینه توسط پزشک... صبح هم رفتم کیلینیک و پذیرش شدم... امروز عصری هم تماس گرفتن و گفتن که برای فردا صبح ساعت یازده کیلینیک باش تا آماده بشی برای عمل...
خیلی استرس دارم... خیلی خیلی... به مامان اینا خبر دادم و مامانو خواهری اومدن پیشم... شب طرفای ده بود که رسیدن... همسری خیلی شیک میگفت من دنبالت نمیام برای عمل!!! با خواهری برو...!!! بالاخره تونستم راضیش کنم... بهش گفتم که یاد شبایی افتادم که صبحش میخواستم برم بیمارستان برای زایمان گل پسرا... اینقدر استرس داشتم و نگران بودم که سر جفت زایمان ها از وقتی رفتم لباس عمل بپوشم تا وقتی که توی اتاق عمل رفتم و بی حسی موضعی انجام شد از شدت ترس هردفعه سه مرتبه فشارم یهو افتاد پایین و حالم بد شد و بالا آوردم!!!
بهش گفتم که بودنش بهم قوت قلب میده و اگه خدایی نکرده باز حالم بد بشه تنها کسی که میتونه بهم روحیه بده خودشه و بس!!!پس باید یه نصف روز دور مغازه رفتن رو خط بکشه!!!
دکتر بهم گفته که نتیجه عمل فقط و فقط به همکاری خودت بستگی داره!!! سه تا نکته هم باید مدام یادم باشه... سرمو تکون ندم... سعی در پلک زدن که موجب فشار اومدن به چشم میشه نداشته باشم... تمام هوش و حواسم به چراغ چشمک زن قرمز باشه و به هیچ وجه نگاه به دستش و یا وسایلی که دستشه نکنم...
با اینکه خودم اصرار به عمل داشتم اما دلم برای عینکم تنگ میشه!!!دلم برای یار تقریبا دوازده ساله ام تنگ میشه... یاری که خیلی ها بهم میگفتن واقعا بهت میاد...!!!
اینقدر استرس و تپش قلب دارم که یکی از دوستام بهم پیشنهاد داد که قبل از عمل یه آرامبخش بخورم... اول دیدم فکر خوبیه... اما بعد که فکر کردم به این نتیجه رسیدم که نباید بخورم... چون هر آرامبخشی باعث یخورده خواب آلودگی میشه... و این عمل نیاز به حداکثر هوشیاری و بازنگه داشتن چشم داره...
نمیدونم قرص پروپرونالول چه ربطی به میگرن داره اما دکتر برام تجویز کرده بود... البته چون خیلی وقته که سردردای میگرنیم کاهش یافته بود گذاشتمش کنار... منظم کننده ضربان قلبه... نمیدونم اجازه دارم بخورمش یا نه... کمکی بهم میکنه یا نه...
از شدت استرس هنوز بیدارم و نتونستم بخوابم...
برام دعا کنین دوستای خوبم...