امروز رکورد شکوندم!!!البته بعد از مدت ها! آخه من ازاین رکوردها زیاد زدم!

امروز تا ساعت ۲:۳۰ ظهر خواب بودم!تازه اگه رضا زنگ نمی زد بیشتر می خوابیدم یقینا!!!

از ساعت ۳ تا ۵ مشغول مرتب کردن خونه بودم.مخصوصا آشپزخونه.بعدشم آماده شدم رفتم بازار و دوتا دامن کوتاه ناناز واسه ی رضاجونم خریدم.چرا تعجب می کنین؟رضا که اونارو نمی پوشه ولی عوضش من که واسش می پوشم؟پس چون واسه ی اون می پوشم مال اونه دیگه!!!حال کردین منطق رو؟

بعد از بازار هم رفتم مغازه اش.نبودش.شاگردش گفت که از ظهر رفته بیرون!نیستش!باهاش تماس گرفتم و گفت ده دقیقه ی دیگه می رسه.رفته بود دنبال چکای برگشتی!آخه یکی نیست به این با انصافا بگه اگه پول ندارین پس واسه ی چی چک می کشین که توی پاس کردنش بمونین؟؟؟تقصیر خود رضاست! صد دفعه گفتم که چک قبول نکن!

بعدش اومدیم خونه.سریع آبجوش درست کردم و کلمن رو هم یخ انداختم و سبدی رو که از قبل آماده کرده بودم رو برداشتیم و رفتیم بیرون.دو ساعتی بیرون بودیم و اومدیم خونه.

داشتیم فیلم می دیدیم که رضا گفت دیگه نمی تونم چشامو باز نگه دارم.باید برم بخوایم.از قبل از افطار سر درد دارم.منم گفتم باشه.مججلی (منظور همون مشکله!) نیست.برو.البته بعد از چند دقیقه من رو صدا کرد و منم از پای فیلم بلند شدم و رفتم پیشش.ازم خواست که پیشونیش رو ماساژ بدم.ماساژش که دادم کم کم خوابید و من هم اومدم پای سیستم